منوچهر اميرى
57
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه ) ( فارسى )
اسپغول است . . . و غول در بعضى مواضع به لغت پارسى گوش را گويند از اعضاء حيوان و چنان است كه وى به سبب مشابهت نبات او به گوش اسب او را گوش اسب نامند و او را خرغول گويند آن است كه به گوش خر ماننده كردهاند . . . و اسپغول هندى و جرجانى را منفعت زيادت است و از پس اين دو نوع كرمانى . . . و از پس كرمانى خوزى نيكوتر است ( ترجمهء صيدنه ، ب 102 ) . اسپغول است ( اغراض ، 614 ) . در هداية المتعلمين به جاى بزر - قطونا كرارا اسپغول آمده و در درمان كردن بيماريهاى گوناگون تجويز شده است ( ر ك : همان كتاب فهرست داروها ) . مشهور است و در اصفهان اسپرزه و در شيراز بنكو نامند سفيد و سرخ و سياه مىباشد و بهترين او سفيد و زبونترين او سياه است و شكوفهء هريك برنگ اوست ( تحفه ، 47 ) . لغت عربى است به يونانى بيوسليون . . . و به فارسى اسفيوس و اسپغول و اسپغل نامند . . . در اصفهان مشهور به - اسپرزه و در شيراز به بنكو است و شكم دريده نيز به تركى قارنى باروق گويند ( مخزن ) هو اسفيوس ( شرح اسماء ، م 52 ) . بزر قطونا مركب است از دو كلمهء بزر ( دانه ) و قطونا qtun بمعنى ساس كه بر روى هم مىشود دانهء ساس زيرا دانهء قهوهاىرنگ اين گياه شبيه است به كيك يا ساس . يونيان اين گياه را پسوليون Psyllion مىگفتند يعنى منسوب به پسولا Psylla بمعنى كيك ( نام لاتينى اين گياه چنان كه در بالا ديدهايم Plantago psyllium است كه جزء اول بمعنى گياه و جزء دوم همان پسوليون يونانى است ) . پس بزر قطونا ترجمهء سريانى نام يونانى گياه مورد بحث است كه در زبان عربى داخل شده است . و اما اسفيوس : بقول فوللرس ابسيوس يا اسفيوس مأخوذ از واژهء فارسى اسپگوش است ( مايرهوف ، م 52 ) . در فرهنگ معين بزر قطونا به اسفرزه ارجاع شده و در ذيل اسفرزه چنين آمده است : اسفرزه Esfarze اسپرزه . گياهى است از تيرهء بارهنگها از ردهء پيوسته گلبرگها نباتى است علفى يك ساله كه به حد وفور به حالت وحشى در نواحى بحر الروم ، آسياى صغير و افريقاى شمالى ، آسيا ( ايران ) مىرويد اسبغول ، بزر قطونا ، اسفيوش ( فرهنگ معين ) . در پايان اين گفتار بايد يادآور شوم كه مرحوم بهمنيار در حاشيه اسپغول را اسپفول ( با فاء بجاى غين ) ضبط و ناچار در « فهرست مواد » نيز اين كلمه اسپفول آمده است و حال آنكه صحيح همچنانكه ديديم اسپغول است .